الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
مقدمه 62
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
فصل 6 [ در بيان طهارت داعى است ] شرط بسيار مهمّ تأثير اذكار و ادعيه و اوراد و نظائرها طهارت انسانست كه صرف لقلقهء لسان سودى نبخشد . بلكه مبادا موجب قساوت و بعدهم بشود زيرا كه ذكر عارى از فكر است يعنى قلب بىحضور است ، و قلب بىحضور چراغ بىنور است و شخص بىنور از ادراك حقايق دور است . و مثل ذكر بىحضور مثل كورى است كه در دست او مشعل نور است . در اين بيان رساى محقّق خواجه نصير الدين طوسى در شرح فصل هشتم نمط نهم « اشارات » شيخ رئيس كه در مقامات عارفين است دقّت شود كه گويد : « انّ العبادة تجعل البدن بكلّيّته متابعا للنفس ، فان كانت النّفس مع ذلك متوجّهة الى جناب الحق بالفكر صار الانسان بكلّيّته مقبلا على الحق و الا فصارت العبادة سببا للشّقاوة كما قال عزّ و جلّ : فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ » . ببايد بود دائم در حضورش * كه تا بينى تجلّيهاى نورش حضورى را فؤاد مستهام است * حضورى را مقام لا مقام است اين كمترين بحث از طهارت و مراتب آن را در رسالهء « وحدت از ديدگاه عارف و حكيم » به تفصيل تحرير كرده است بدان جا رجوع شود ( ص 41 - 46 ط 1 ) . بطور اجمال بدان كه گناه را مراتب است از گناه پيش پا افتاده چون سرقت و كذب تا انسان به جايى مىرسد كه عبادتش را گناه مىبيند و بعد خودش را كه